دخترم(13تیر 94)

سلام به دخترک خوش سرزبونم. که هر جا میره همه عاشقه بلبل زبونی هاش میشن. تقریباً نصف جلسات کلاس های اسکیتش هم رفته و کلی پیشرفت کرده.
روز پنچ شنبه ای با شور و اشتیاقی اومد سمتم که"مامان من دیشب خواب اسکیت و کیک دیدم" منم لبخندی زدم و هیچی نگفتم. در حالی که شاکی بود گفت"مامان! چرا هیچی نمی گی؟"
چی بگم دخترم؟ بگو" برات کیک می خرم عزیزم.برات تولد می گیرم. من تو رو خیلی دوست دارم" خندم گرفته بود بچه نیستند که...
بعضی جملات انگلیسی رو از کلاس زبان مهدش یاد گرفته و هی تو خونه تکرار می کنه."I am hungry"و...
بهش می گم "مربی اسکیتت رو چی صدا می کنی؟ می گی خاله؟" در حالی که دستاش رو تکون میداد گفت: اون که خاله م نیست اون teacherنیست اون خانم اسکیته"!!!!


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



دخترم(13تیر 94) 


